مقدمه بسیار مهم :
اینجانب به هیچ فرد ، گروه ، حزب ، سازمان ، کشور دوست یا بیگانه وابسته نبوده و درآینده نیز نخواهم شد ، زیرا هیچ تمایلی به طبعیت از افکار انسانها ندارم و تنها بر اساس دستورات خداوند و درک خود از آنها و به دلیل احساس خطر نسبت به نابودی آیین خداوند و دین ارزشمند اسلام وارد عرصه شده ام.
قصد من از نوشتن این مقاله نه کسب شهرت و نه دریافت کمک بلکه تنها افشای حقایق پشت پرده حکومت به ظاهر جمهوری اسلامی است!
در این سلسله مقالات ابتدا نظر خود را بیان نموده سپس دلایل خود برای اثبات آنرا خواهم نوشت.
نظام سیاسی ایران کماکان پادشاهی است و مجلس و دولت پست های تشریفاتی برای انحراف افکار عمومی مردم و جهانینان مبنی بر وجود دموکراسی در ایران است :
دلایل:
+ طبق قانون اساسی رهبر را مجلس خبرگان انتخاب میکند و نمایندگان مجلس خبرگان با رای مردم انتخاب میشوند ، تا اینجا همه چیز به ظاهر دموکراتیک است ولی واقعیت چیز دیگری است : نامزدهای پست نمایندگی مجلس خبرگان باید از طریق شورای نگهبان تایید شوند و حالا چگونگی انتصاب اعضای شورای نگهبان:
شورای نگهبان 6 فقیه دارد و 6 حقوقدان که فقها مستقیما" توسط رهبر منصوب شده و پروسه انتخاب حقوقدانها به شرح زیر است :
رئیس قوه قضاییه که خود مستقیما" توسط رهبر تایین شده است چند کاندیدا را به سلیقه خود و البته بهتر بگویم رهبر ی که او را منصوب کرده به مجلس معرفی کرده و نمایندگان 6 نفر را باید از میان آنها برای ورود به شورای نگهبان انتخاب کنند ،اگر فرض مثال نمایندگان هیچیک از این کاندیدا ها را قبول نداشته باشند موضوع مجلس ششم پیش می آید که علیرغم نظر نمایندگان که به علت تعلق خاطر و وابسته بودن این کاندیدا ها به جناح رهبر حاضر به تایید هیچیک نبودند با حکم مستقیم رهبری به مجلس مبنی بر عدم نیاز به کسب آرای مشخص شده و با استناد به آرای کمتر از حد نصاب از سوی نمایندگان طرفدار رهبری بالاخره 6 نفر از این آقایان وارد شورای نگهبان شدند.
با مطالعه دقیق روند ذکر شده در بالا این اصل مبرهن است که در حقیقت رهبر خودش، خود را انتخاب کرده و مردم عملا" هیچ نقشی در انتخاب او ندارند. بنابراین رهبر بواسطه این اصل هیچگاه اجازه ورود افراد مخالف با خود را در مجلس خبرگان نخواهد داد و این مصداق کامل حکومت شاهنشاهی است که هیچکس جز خود رهبری امکان تغییر او را ندارد. حکومت حدود 20 ساله آقای خامنه ای بر خلاف وجود مخالفین بسیار موید همین مطلب است.
و اما برای بقای این مقام تمامی ارکان نظام باید در اختیار دوستان رهبری باشند ، تا کوچکترین چالشی برای بقای مقام ایشان بوجود نیاید.
و اما فلسفه تشریفاتی بودن مجلس در ایران :
نمایندگان مجلس را نیز در ظاهر مردم بر می گزینند ولی این تنها حیله ای بیش نیست:
دلایل :
کاندیداهای ورود به مجلس باید توسط شورای نگهبان تایید صلاحت شوند و درست همانند پروسه انتخاب کاندیداهای مجلس خبرگان ، این شورا باز به کمک رهبری آمده و تنها کسانی را تایید صلاحیت میکند که وفادار به شخص رهبری باشند ، پس در اینجا وفادار بودن به نظرات مردم اهمیتی ندارد .
تا آخر مجلس پنجم ، چون هنوز شعور سیاسی مردم بسیار پایین بود ، رهبری دغدغه ای از طرف مجلس احساس نمی کرد تا اینکه با ورود آقای خاتمی به سیاست ایران و فعالیت روزنامه ها و تنویر افکار عمومی که به زعم رهبر و جیره خوارانش تشویش اذهان عمومی نام گرفت مردم و جوانان تحصیلکرده با چهارچوب کلی نظام و حق و حقوق خود آشنا شدند و اکثریت مجلس ششم در اختیار جناح مخالف رهبر قرار گرفت و حالا ادامه ماجرا :
رهبری کمی احساس خطر کرد زیرا به هر حال افشای برخی عقاید مخالف او در درازمدت به سود او نبود ، البته او دغدغه زیادی نداشت چون به واسطه قانون اساسی هوشمندانه ای که طراحی شده بود از طریق شورای نگهبان که کلید طلایی حفظ مقام رهبری است می توانست جلوی قوانین تصویبی مجلس ششم را که نظرات مردم تا حدی بیدار شده بود بگیرد و حتی اگر این قوانین به مجمع تشخیص مصلحت میرفت نیز به دلیل نفوذ رهبری در آن و انتخاب اکثریت اعضای آن بدست شخص رهبر باز هم توفیقی برای تصویب نمیافت.
اگر دقت کنید میبینید که رهبری بسیار ماهرانه پشت تمامی ارکان نظام قرار دارد و هیچ نیازی به دخالت ظاهری و مستقیم او در جریانهای مختلف نیست ، چون او با ابزارهای قدرتمندی که در اختیار دارد و بخصوص شورای نگهبان، بدون خرج کردن از نام خود قادر به جلوگیری از هر گونه تلاش برای دخالت مردم در انتخاب رهبر و تغییر سیاستهای نظام است.
ولی گاهی اوقات نیاز به قدرتنمایی و دخالت مستقیم است و رهبر هم از این قاعده مستثنی نیست ، بنابراین در جریان مجلس ششم و جریان مربوط به قانون مطبوعات ، رهبر در حکمی حکومتی که برای همه لازم الاجرا است خواستار بایگانی نمودن این طرح شد .
دلیل حساسیت رهبر برای قانون مطبوعات چه بود؟
جواب واضح است : آزادی مطبوعات باعث افشای حقایقی از این دست که اینجانب در این مقاله آورده ام برای مردم و در نتیجه خطر برای حفظ مقام و ابزاری برای کنار زدن نقاب دموکراتیک موجود بر این نظام از صورت واقعی و فاشیستی و دیکتاتوری آن بود.
شمایی از قانون اساسی زیرکانه جمهوری اسلامی و تقسیم وظایف :
*طبق قانون اساسی هیچ نهادی جز شخص رهبر اجازه تاسیس تلویزیون و رادیو ندارد ، بر طبق این اصل رهبری 2 هدف را دنبال میکند :
الف) هیچ صدای مخالفی امکان تکثیر همگانی در کل ایران ندارد.
ب) براحتی میتواند افکار مردم را در جهت اهداف خود سوق دهد.
کاری که تا به امروز بسیار هوشمندانه دنبال شده و نتایج خوبی حداقل برای کنترل افکار مردم شهرستانها داشته است.
*طبق قانون اساسی کلیه قوای نظامی کشور حتی پلیس راهنمایی و رانندگی که حداکثرمسلح به هفت تیر میباشد نیز در اختیار رهبر است ، با این قانون احتمال کودتای نظامی در حد صفر است و این نشاندهنده ترس رهبر از این ناحیه میباشد. با وجود این قانون باز هم سپاه پاسداران تاسیس شد که افراد آنرا از افراد جاهل و به زعم اینجانب خوارج این زمانه انتخاب کرده اند ، کسانیکه خصوصیات زیر را دارند :
1- دسته ای از آنها بسیار خرافاتی و ناقص العقل هستند که به دلیل محدودیتهای موجود در زندگی شخصی و پرورش در خانواده ها و اماکن مذهبی افراطی که من نام خوارج را برای آنها مناسب میدانم ، بکلی تعقل خود را از دست داده و همچون برده ای حاضر به انجام دستورات رئیس خود میباشند.
2- دسته ای انسانهای ذاتا" شریر هستند که جنون کسب مقام و ثروت دارند و برای رسیدن به امیال خود حتی از قربانی کردن خانواده خود نیز ابایی نداند.
3- دسته دیگر کسانی هستند که تنها از سر اجبار و برای تامین معاش خود در آن خدمت می کنند که اگر واقعا" دست خود را به جنایتهای دو دسته بالا در حق مردم و کشورشان آلوده نکرده باشند ، گناه کمتری متوجه آنهاست.
بر می گردیم به اختیارات رهبری :
طبق قانون رهبر توانایی عزل رئیس جمهور را داراست ، یعنی اگر رئیس جمهوری موافق او نبود میتواند براحتی او را عزل کند ولی از آنجا که پست ریاست جمهوری تشریفاتی است و خطری برای او ندارد تا کنون از این مقام خود استفاده نکرده.
در اینجا ذکراین سوال ضروری است که آیا یک شاه اختیاراتی بیش از این دارد؟
مگر امام خمینی خطاب به شاه نگفت: شاید حکومت شما را پدران ما تایید کرده باشند ولی امروز ما این سلطنت را نمیخواهیم !
خوب امروز هم حرف مردم ایران خطاب به رهبری همین است !
رهبر گرامی! چرا حرف حق را تنها در جایی میگوییم که به نفع خودمان است؟
و اما رییس جمهور :
تنها اختیار رییس جمهور اداره کشور بر اساس خواست رهبر و قوانین تصویبی اوست و هر جا بخواهد نظریات خود یا مردم را اجرا کند بواسطه اهرم های در اختیار رهبر کنترل خواهد شد. ذکر این نکته ضروری است که حتی رهبر حاضر به دادن این امتیاز هم به مردم نبوده و مردم باید کسی را از میان کاندیداها بر گزینند که صلاحیتشان قبلا" از جانب رهبر و با استفاده از کلید طلایی او یعنی شورای نگهبان تایید شده است.
در اینجا ذکر این نکته ضروری است که بعد از جریان دوم خرداد 76 و مجلس ششم که با اینکه نتوانستد از مقام رهبری کم کنند ولی باعث تالم خاطر ایشان گردیدند ( چون ایشان عادت نداشت که کسانی مخالف حرف او حرف بزنند و چاپلوسی نکنند ) جناب آقای جنتی رییس مادام العمر شورای نگهبان که در این زمانه قحط الرجل ( البته به زعم رهبر عزیز ) که پستهای حساس تا زمان مرگ در اختیار یک نفر بوده و تنها پس از مرگ او و آنهم بدلیل ناچاری تغییر رئیس میدهند ( چون رهبر نمیتواند به افراد دیگر اعتماد کند و دلیل آنهم سیاست خود ایشان مبنی بر ایجاد جامعه متظاهر وتربیت افراد ریاکاراست ، برای اینکه در ظاهر اوضاع را آرام نشان بدهند ) در سخنرانی خود در نماز جمعه فرمودند :
"ما دیگر اشتباه انتخابات ریاست جمهوری و مجلس ششم را تکرار نخواهیم کرد که عده ای به زعم ایشان مخالف نظام و وابسته به غرب وارد سیاست شده و اختلاف در کشور ایجاد کنند"
همین مسئله به خوبی نشاندهنده این امر است که رهبر و دار و دسته اش به آسانی می توانند حتی در آرای مردم نیز دست برده و رئیس جمهور مورد نظر خود را به مردم تحمیل کنند.
سوال من این است که اگر این کار انجام شود مردم چطور متوجه موضوع میشوند؟
اولا در این سالها از وجود تعدادی زیادی شناسنامه بدون صاحب گفته شده است که در هنگام انتخابات بکار می آید
دوما" مسئول تشخیص صحت انتخابات شورای نگهبان است ، یعنی دمب جناب آقای روباه !
سوما" اگر هم مردم بنا به غریزه خود احتمال تقلب بدهند و قصد کوچکترین اعتراضی داشته باشند بخش نظامی- کنترلی تحت امر رهبر یعنی بسیج( که عقیده خود در مورد آنرا در ذیل می آورم ) وارد عمل شده و مردم را به اسم برانداز و آشوبگر سر جای خود مینشاند.
و اما بسیج به زعم اینجانب :
بسیج همان دار و دسته شعبان بی مخ است که ابزاری در دست شاه سابق برای کنترل اوضاع به طریق غیر مستقیم بود و امروزه رهبری یعنی شاه جدید که فقط تغییر نام داده از آن در مواقع لزوم استفاده میکند منتها با یک تفاوت اساسی :
یکی از اساتید علوم سیاسی من در دانشگاه حدود 15 سال پیش گفت:
خطرناکترین نوع انحراف ، انحراف مذهبی است . چون کسی که برای طمع مقام یا پول دست به انجام کشتار و شکنجه مردم میزند امکان نجاتی دارد بدین گونه که بالاخره ممکنه روزی وجدان او بیدار شده و او را به راه صحیح برگرداند ولی شخصی که به دلیل تربیت غلط و آموزشهای نادرست مذهبی دست به این اعمال میزند نه تنها هیچگاه از کرده خود پشیمان نمیشود بلکه همواره به فکر ثواب بیشتر و در نتیجه کشتار بیشتر است چون تصور می کند با دشمنان خدا می جنگد در حالیکه او تنها عروسکی خیمه شب بازی در دستان روحانیون بی خبر از خدا و ریاکاری است که هدفی جز فریب مردم و چپاول ثروت آنها ندارند.
بنده به هیچ وجه طرفدار آقای خاتمی نیستم و ایشان را هم کمی بهتر از بقیه ولی باز هم در جناح آقایان میدانم:
ایشان با ورود خود به عرصه سیاست در زمانی که کشور در گیر فشارهای ناشی از دادگاه میکونوس و فراخوانی سفرای اروپایی از ایران که نشاندهنده جرقه آغازین حمله آمریکا به ایران برای تغییر رژیم بود و درحالیکه کشوربواسطه پایین آمدن قیمت نفت در بحران اقتصادی بسر میبرد موجب رهایی آقایان از مشکلات بالا و فریب مردم برای مدت زمان 8 سال بود زیرا مردم نه به شخص خاتمی بلکه به عقاید و حرفهای او رای دادند و اگر ایشان واقعا" شالوده نظام سیاسی فعلی که شرح آن در بالا ذکر شد را نمیدانست که من بعید میدانم نباید شعارهایی میداد که خود میدانست امکان تحقق آنها نیست و خرده من بر ایشان این است که شما اگر واقعا خود را آزادی خواه و دوستدار مردم و اسلام میدانید پس چرا حقایق را برای مردم بازگو نکردید ؟ حداکثر این میشد که شما را به زندان انداخته یا میکشتند و طبق عقاید خودتان این شهادت در راه خدا و حقیقت بود ! اگر جرات مردن نداشتید پس مانند اینجانب بدون اینکه وارد منجلاب این نظام شوید و بواسطه حضور شما کلیه مخالفان زیرزمینی نظیر دانشجویان و نویسندگان به روی زمین آمده و توسط عمال آقای رهبر به زندان افکنده و یا کشته شوند، از پس صحنه در راه آزادی ایران تلاش می نمودید ! آیا نامی جز خیانت برای این عمل خود می پسندید؟
عده ای گویند که تنها دلیل ما در تحمل وضع موجود جلوگیری از تفرقه و حمله بیگانگان به کشور است !
چه انسانهای دلسوزی !
اولا که تحمل وضع موجود برای شما ممکن است ولی برای قشر ضعیف جامعه که فرزندانشان دچار دزدی و اعتیاد و تن فروشی شده اند به هیچ وجه آسان نیست
دوما" اگر نمیدانید بدانید که همین الان هم بیگانگان بر شما حکومت می کنند ، در زمانی که ظاهرا" هیچ ایرانی با شرفی باقی نمانده که بر ما حکومت کند ، بنده شخصا" ترجیح میدهم آمریکا ی به ظاهر متمدن به عنوان وسیله ای از جانب خدا ما را از شر این حکومت نجات دهد ! البته تا صلاح خداوند چه باشد.
خداوند در قرآن میفرماید :
ما عده ای ستمگر را بدست عده ای دیگر از بین میبریم.
سوما" اگر هرج و مرج باعث رهایی ما از چنگال این کفتارها میشود ، چاره ای نیست .
به هر حال بدست آوردن هیچ آسایشی بدون دادن هزینه و سختی میسر نیست ، همین الان نیز کشور به سمت نابودی کامل حرکت میکند ، ضمن اینکه طبق تعالیم خودشان امام حسین فرمودند:
مرگ با عزت بهتر از زندگی با خفت است.
و اما سخنی با افراد دیندار، چون ضامن بقای این حکومت تا به امروز همینها هستند، اما آنهایی که واقعا" خوابند نه آنهایی که خود را به خواب زده اند ، زیرا آنها را فقط خداوند در جهان آخرت میتواند بیدار کند :
دوستان عزیز
اگر واقعا بدنبال سعادت دنیا و آخرت خود هستید به جای پیروی از روحانیونی که خود انسانند و خطاکار از فرمان خدا تبعیت کنید :
خداوند فرموده است :
ما قرآن را به سادگی نازل کردیم ، این یعنی اینکه شما عزیزان به خود زحمت داده و بجای اینکه کلام خدا را با واسطه و بنابر تفسیر روحانیون در مجالس مختلف بشنوید ، خودتان متن قرآن را مطالعه نمایید و دستورات آنرا اجرا کنید.
خداوند در سوره قیامت آیه 14 تا 19 میفرماید :
بلکه انسان خود بر نیک و بد خویشتن بیناست .هر چند به زبان عذرهایش را پیش آورد.
زبانت را به خواندن قرآن نجنبان که به خواندن آن شتاب کنی ! چرا که جمع آوری و قرائت آن بر عهده ماست . پس چون آنرا قرائت کردیم تو آن قرائت را پیروی کن سپس توضیح آن نیز بر عهده ماست .
شما مومنان عزیز اگر همان اصول اساسی اسلام (برپا داشتن نماز – دادن زکات - نگفتن دروغ – رعایت حق الناس – نگهداشتن آبروی دیگران و نزدن تهمت – عدم دفاع از ظلم – نگرفتن و ندادن رشوه و نزول – کمک به فقیران و مستمندان – ترس داشتن تنها از خدا – زیرپا نگذاشتن عدالت و حق بخاطر مال دنیا یا کسب مقام و ... ) را که همه انسانها توان فهم آنرا دارند ، اجرا کنید برای شروع کافی است و آنچه را از قرآن نفهمیدید جزو شکیات محسوب کرده و حرف هر کسی که ادعای قرآن شناسی داشت به سادگی نپذیرید ، چون اگر آنشخص که معصوم نیست اشتباه کرده باشد شما نیز به گمراهی میروید !
کدامیک از شما مردمی که اصرار بر امر به معروف و نهی از منکر به هر شیوه دارید خودتان در زندگی شخصی گناه نکرده اید؟ آیا شرایطی که خداوند برای اینکار قرارداده را دارا هستید؟
خداوند در سوره بقره آیه 44 خطاب به بنی اسرائیل میفرماید :
آیا مردم را به خیر و نیکی فرمان میدهید و خود را فراموش میکنید با اینکه شما کتاب آسمانی را تلاوت میکنید ؟ پس چرا نمی اندیشید ؟
خداوند در سوره منافقون آیه 3 و 4 به پیامبر (ص) میفرماید :
این بدان سبب است که آنها (ریاکاران ) ایمان آوردند سپس کافر شدند در نتیجه بر دلهایشان مهر زده شد ازاینرو آنها نمیفهمند !
و وقتی آنها را ببینی گیرایی ظاهرشان تو را به شگفت می آورد و اگر سخن بگویند به گفتارشان گوش فرا میدهی ، گویی آنها چوبهای خشکی هستند که به دیواری تکیه داده اند و هر فریادی را بر ضد خویش می پندارند ، آنها دشمنند پس از ایشان بر حذر باش . خدایشان هلاک کند! به کجا منحرف میشوند ؟
خداوند در سوره عنکبوت آیه 10 و 11 میفرماید :
و از مردم کسانی هستند که میگویند : به خدا ایمان آورده ایم و چون در راه خدا اذیت شوند آزار مردم را مانند عذاب خدا قرار میدهند و اگر از جانب خدای تو یاری رسد حتما گویند : ما با شما بودیم . مگر خدا به آنچه در دلهای جهانیان است داناتر نیست؟
خداوند کسانی را که ایمان آورد ه اند نیک میشناسد و منافقان را نیز خوب می شناسد.
دین اسلام یقینا" برترین دین است و وظیفه ما اگر واقعا" خود را مسلمان میدانیم تلاش در جهت شناساندن واقعیات آن است و کوتاه کردن دست کسانی که به نام خدا و دین او هیچ هدفی جز کسب ثروت و مقام و از بین بردن آن ندارند .
به اطراف خود دقت کنید :
امروزه در جهان چگونه از اسلام یاد میشود؟
آیا این جز بدلیل رفتارهای حکومتهای افراد از خدا بی خبری چون روحانیون حاکم بر ایران و عربستان یا عراق و پاکستان است؟
آیا بهترین راه دشمن برای ضربه زدن به اسلام جز استفاده از حکومتهای منحرف و متحجر در کشورهای اسلامی است؟
آیا این روش بهتر از حمله نظامی برای نابودی اسلام و مسلمین نیست؟
آیا امروزه در ایران بر اثر رفتارهای آقایان در حکومت مسلمان واقعی باقی مانده است؟
آیا نشانه مسلمان بودن فقط در این است که اگر مردیم ریش داشته باشیم و اگر زنیم چادر بسر کنیم؟ یا اینکه فقط از اسلام حرف بزنیم و قرآن را از حفظ بخوانیم؟
آیا خوارج که دشمنان اسلام و امام علی (ع) بودند ظاهری جز این داشتند و حرفی جز کلام خدا میزدند؟
پس بجای سطحی نگری فقط یک عمل انجام دهیم تا هدایت شویم:
تا میتوانیم خودمان قرآن را بخوانیم و تا حد امکان به آن عمل کنیم
نگذاریم عده ای به ظاهر مذهبی از اعتقادات ما در جهت پیشبرد اهداف خود بهره ببرند.
حاصل حمایت شما از حکومت جمهوری اسلامی تا به امروز چه بوده؟
من به هیچ وجه قصد حمایت از زمان شاه را ندارم چون اگر خوب بود ما انقلاب نمی کردیم! ولی برای مقایسه چاره دیگری ندارم ، این حرفها رو به قشر بازاری هم نمیزنم چون آنها عامل اصلی تورم و فساد اقتصادی در این کشور هستند و اگر واقعا" مومن بودند با اینهمه فقیر پولی برایشان باقی نمانده بود که بالای شهر در کاخ زندگی کنند و اتومبیل چند صد میلیونی سوار شوند و هزینه عروسی فرزندشان برای ازدواج 30 زوج در شرایط عادی کافی باشد!
مرحوم آقاسی فرمودند:
شیعگی تنها نماز و روزه نیست ..... آب تنها در میان کوزه نیست
به پیشانی اگر چه پینه دارند .... ز فرزند تو در دل کینه دارند
تورم و فقر بیشتر : زندگی خود و فرزندانتان را مقایسه کنید، شما در آن دوران بدنبال خرید خانه های بزرگتر بودید ولی فرزند من یا فرزندان شما امروز توان خرید حتی 10 متر آپارتمان را بدون کمک شما البته اگر چیزی از قبل داشته باشید ندارند!
بی ایمانی و هرزگی : شاید در ظاهر خانه های فساد و قمار و مشروب که من و شما در زمان شاه دیده ایم، جمع شده و خانمها همه روسری بسر دارند ، ولی به علت فشارهای این از خدا بی خبران، فساد پنهان در جامعه بیداد میکند، حرمتها شکسته شده ، از اسلام و خدا جز نام چیزی باقی نمانده
کسب مال حرام: امروزه چند نفر را در اطراف خود سراغ دارید که برای گذران زندگی از مال حرام استفاده نکرده باشند؟ چند نفر را میشناسید که تا به امروز رشوه نداده و یا نگرفته باشند؟ در طول زندگی خود چند بار در روز دروغ گفته ایم؟
خداوند در سوره منافقون آیه 9 میفرماید :
ای کسانی که ایمان آورده اید مبادا اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل سازد و هر کس چنین کند پس آنها همان زیانکارانند.
آیا شرط مسلمانی تنها داشتن حجاب برای خانمها و نبود بار مشروب و عدم زنا است؟
آیا دروغ گناه کبیره نیست؟
آیا خدا بر اساس ظاهر انسانها در مورد آنها در قیامت داوری خواهد کرد؟
خداوند در سوره بقره آیه 177 میفرماید:
نیکی تنها آن نیست که روی خود را به جانب مشرق و مغرب کنید بلکه نیکی آن است که انسان به خدا و روز واپسین و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران ایمان آورد و مال خود را با آنکه دوستش دارد به خویشاوندان نیازمند و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و مستمندان و برای آزادی دربندماندگان ببخشد و نماز بر پا دارد و زکات بدهد و آنانند که چون تعهد دهند به عهد خود وفا کنند و در سختی و زیان و به هنگام جنگ صابر و پایدار باشند . هم اینان راست میگویند و هم ایشان پارسایانند.
پس بجای گول زدن خود ، بدنبال درک حقایق باشیم.
با توجه به نزدیکی انتخابات فرمایشی پیش رو بر خود لازم میدانم نظریات خود را به عرض برسانم:
اینجانب به هیچوجه نه در این انتخابات و نه در انتخابات دیگر شرکت نخواهم کرد ، زیرا هر اقدامی در جهت حفظ وجهه این رژیم منحط در سطح داخلی و خارجی را بر خود حرام میدانم و بر این عقیده هستم که تنها باید به کسانی رای داد که در راه حفظ و احیای دین خدا و نجات مستمندان بجنگند و نه برای کسب مقام و حفظ نظام ، چون اگر ما رژیمی را فاسد میدانیم نباید خود را در آن وارد کنیم.
ولی جهت تنویر افکار عمومی نکاتی را در مورد یکی از کاندیدا ها که بیشترین خطر را از جانب او احساس میکنم به عرض میرسانم:
منظور آقای احمدی نژاد است که برخی او را طرفدار فقرا و برخی مظهر اقتدار ایران میدانند:
اولا بطور فهرست وار به برخی اشتباهات ایشان در 4 سال ریاست جمهوری بر ایران اشاره میکنم:
1-تغییر ساعت بانکها به 9 صبح و ایجاد بحران ترافیکی و افزایش طول صفهای بانکها که بر اثر فشار مردم و جناح های دیگر موجود در مقام ناچار به برگرداندن آن، به وضع سابق شد.
2-کاهش نرخ سود بانکی آنهم در کشوری که سرمایه دارهای آن به مفت خوری و بدست آوردن پول بی زحمت از راه دلالی و ناسالم عادت کرده اند ! او فکر میکرد سرمایه دارها پولهایشان را برده و کارخانه و شرکت تاسیس میکنند تا بحران بیکاری حل شود غافل از اینکه در این قشر وجدانی برای انجام این کار وجود نداشت و آنها این پولها را وارد بازار مسکن و خرید ملک و زمین کرده تا قیمت آن دو برابر شده و اگر امیدی در دل برخی مردم عادی برای خانه دار شدن بود بکلی از بین برود که بعد از ایجاد این بحران مجبور به عقب نشینی به وضع قبل گردید.ولی این تنها نوشدارویی بعد از مرگ سهراب بود!
3-عدم تغییر ساعت در اول تابستان بر خلاف نظر کلیه کارشناسان که بعدها با فشار وارده از مجلس مجبور به تغییر آن شد.
4-افزایش شدید نقدینگی با بذل و بخشش های بیمورد در شهرستانها و نهادهای طرفدار خود که سبب افزایش شدید تورم به 50 درصد حقیقی و 25 درصد ظاهری گردید.
5-کلیه اقدامات این آقا در جهت افزایش ثروت زمین داران و صاحبان املاک و 2 برابر شدن سرمایه آنها گردید.
6-پرونده هسته ای : خیلی افراد او را در این زمینه موفق میدانند ولی چه دلیلی بر این امر است؟
اولا" ایستادگی او در مقابل شورای امنیت زمانی رخ داد که آمریکا وارد 2 جنگ فرسایشی به افغانستان و عراق شده و همینطور کل جهان وارد بحران عظیم اقتصادی! رژیم صهیونیستی هم درگیر جنگهای داخلی و جنگهای چریکی با گروه مقاوت لبنان!
کدام آدم ساده ای باور می کند که آمریکا می توانست در مقابل اقدام ایران که آقای احمدی نژاد آنرا به خود نسبت میدهد در حالیکه حتی سیاست خارجی هم مستقیما در دست رهبری است اقدام به حمله نظامی کند؟ پس خیال او از این بابت راحت بود!
و اما تحریم : با اینکه او سعی کرد با رشوه به کشورها مانند روسیه و چین و خریدن رای کشورهای بدبختی نظیر ونزوئلا و برخی که حتی در نقشه هم به زور میتوان آنها را یافت اندکی از این فشار بکاهد ولی تاثیر آنرا میتوان در زندگی روزمره مردم با آبرو و معتقد و تورم موجود در جامعه مشاهده کرد!
آقایان حق دارند بگویند که تحریم بر ایران اثر ندارد چون قشر مرفه و جیره خوار و خود آقایان هیچ کمبودی در زندگی حس نمی کنند و تقاص آنرا بخشی از ملت با ید پس بدهند.
خنده دار تر اینکه صدا و سیمای رهبر هم با یک مشت افراد معلوم الحال و عشق دوربین مصاحبه کرده و حمایت آنها را از طرف مردم ایران اعلام میکند! کدام ابلهی هست که نداند سانسور در ایران چیست؟
7- حمایت از مدرک جعلی آقای کردان دروغگو و پافشاری و لجبازی تا لحظه آخر
8- خرافه پرستی و توهم گرایی در قضیه هاله نور که اگر وضع به همین منوال پیش بره بزودی خود را امام زمان معرفی میکنه !
9- داشتن ادعای تخصص در همه علوم ، ایشان به سبب اخذ یک مدرک دکترا خود را در علم اقتصاد ، سیاست ، فرهنگ و ... ( اموری که هیچ ربطی به رشته دانشگاهی ایشان ندارد) متخصص میداند و احتمالا اگر زمینه اش پیش آید در علم پزشکی هم دخالت خواهد کرد مسلما نمیتواند از سخن و تجربه افراد متخصص و تحصیلکرده در هر زمینه استفاده کند.
مردم زمانی از ساواک میترسیدند غافل از اینکه در این رژیم سازمان اطلاعاتی صد برابربد تر از ساواک ساخته شده که بطور مخفی دست به شکنجه و کشتار میزند!
روی کارآمدن آقای احمدی نژاد کودتای نرم سپاه در ایران بود. نکته جالب اینکه برخی او را دزدگیر مینامند ! چه حرف جالبی . من بهیچوجه قصد حمایت از آقای رفسنجانی و غیره را ندارم چون واقعا نمیدانم ایشان دزدی کرده اند یا نه ، فقط بیاد دارم که از اواسط انقلاب جریان مرموزی شائبه ثروت اندوزی ایشان را مطرح کرد ، سوال من این است اگر واقعا" اینطور است مدرک آنرا ارائه کنید ، عده ای گفتند یک بزرگراه در کانادا با هزینه ایشان ساخته شده ، خوب اگر دولت در اینجا اطلاعات صحیح را نمیدهد ، دولت آنجا که نگران اغتشاش در کشور و یا ترس از مقام ایشان نیست که نتواند اطلاعات را منتشر کند! آنگاه کدامیک از مردم طرفدار ایشان خواهد بود؟ آیا مردم می گذارند ایشان براحتی زندگی کند؟
اگر واقعا" آقای رفسنجانی دزد بود باید به سزای اعمالش برسد همینطور باقی آقایانی که اسیر مقام شده اند و خدا را از یاد برده اند و انگار نه انگار که مال دنیا را بالاخره روزی باید بگذارند و تشریف ببرند اون دنیا ! ولی چون من مدرکی از ایشان مبنی بر دزدی ندیده ام نمیتوانم ایشان و یا هر شخص دیگری را بدزدی متهم کنم ، چون اگر حتی 1 درصد اینگونه نباشد باید در آن دنیا پاسخگوی خداوند باشم و تعجبم کسانی که در این حکومت خود را مسلمان میدانند چطور اینگونه نسبت به هم اتهام میزنند بدون اینکه مدرک آنرا ارائه دهند.
خداوند در سوره حجرات آیه 12 میفرماید :
ای کسانی که ایمان آورده اید . از بسیاری گمانها بپرهیزید . چرا که پاره ای گمانها گناه است . و در کار دیگران تجسس نکنید و کسی از شما غیبت دیگری نکند . آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده اش را بخورد؟و ...
این مطلب را گفتم چون آقای احمدی نژاد از حربه دزد معرفی کردن همه مردم خود را رابین هود فرض میکند وگرنه آقای رفسنجانی هم جزو پایه گذاران همین نظام فاسد و از خائنین به این ملت است .
کسانیکه در این کشور با این حکومت همدست شده اید یا بخاطر کسب رفاه مادی یا برای عقاید مذهبی !
یک نکته را میگویم و امیدوارم حداقل برای 5 دقیقه به آن فکر کنید :
آیا آن فرد سپاهی یا بسیجی یا نظامی لحظه ای با خود می اندیشد که حداکثر عمر او در این دنیا 100 سال است و در جهان آخرت باید در پیشگاه خداوند پاسخگو باشد؟ آیا می خواهد بگوید من کسی را زدم یا کشتم به جرم اینکه با ولی فقیه مخالف بود؟ آیا خداوند همانطور که در قرآن فرموده نمی گوید که هر کس پاسخگوی عمل خود است و نمی تواند نادانی و یا اعمال بد خود را تقصیر کسی دیگر بیندازد؟ آیا خدا نفرموده تنها از سخنان من و یا پیامبرانش پیروی کنید ؟ در کجای قرآن خداوند فرموده از ولی فقیه یا کسانی که خود را منزه تر از بقیه میدانند وادعای رهبری بر مردم به حکم خدا را دارند تبعیت کنید؟ آیا خدا فرموده هر کس که با ولی فقیه مخالف بود به قتل برسانید؟ اونهم ولی فقیهی که شرح انتخابش در بالا گفته شد؟ آیا معاویه و یزید خود را ولی فقیه و قیم مردم و واسطه بین خدا و مردم نمی دانستند؟ آیا مطمئن هستید ولی فقیه شما فردی اصلح و خداشناس واقعی است؟ اگر اینگونه بود آیا دستور کشتار مردم به جرم مخالفت با خودش را صادر میکرد؟
خداوند در سوره نسا آیه 89 تا 94 میفرماید :
کافران دوست دارند شما هم مانند آنها کافر شوید تا با آنها یکسان گردید پس از آنها دوست مگیرید تا اینکه در راه خدا هجرت کنند.پس اگر رو برتافتند هر جا آنها را یافتید بگیرید و بکشید و از آنها دوست نگیرید مگر آنها که به گروهی می پیوندند که میان شما و آنها پیمانی است یا در حالی نزد شما می آیند که دلهایشان از پیکار با شما یا با قوم خود به تنگ آمده باشد.و اگر خدا می خواست آنها را بر شما چیره می ساخت و با شما می جنگیدند . پس اگر آنها از شما کناره گرفتند و با شما سر جنگ نداشتند و به شما پیشنهاد صلح دادند پس خدا برای شما راهی برای مبارزه علیه آنها قرار نداده است .گروهی دیگر را خواهید یافت که میخواهند از ناحیه شما و قوم خود در امان باشند ولی هرگاه به فتنه دعوت شوند با سر د آن فرو میروند پس اگر از آزار شما دست برنداشتند آنها را بگیرید و هر کجا یافتید بکشید . اینانند که دست شما را در مبارزه با آنها باز گذاشته ایم.
و هیچ مومنی حق ندارد مومنی را بکشد جز به خطا و هر که مومنی را به خطا بکشد باید برده ای را آزاد کند و به کسان او خونبها بپردازد مگر اینکه آنها گذشت کنند.
و اگر مقتول از گروه دشمن شماست ولی خود مومن است آزاد کردن برده مومن بس است و...
و هر که مومنی را عمدا بکشد سزایش برای همیشه دوزخ است و خدا بر او خشم گیرد و لعنتش کند و برای او عذابی بزرگ مهیا کرده است.
این آیات را بطور کامل نوشتم که بدانید که اولا خداوند فقط کشتن کافران یعنی کسانی که خدا را قبول ندارند جایز شمرده و آنهم با شرایط بسیار مهم و در پایان سزای کسی که یک فرد مومن ( معتقد به خدا ) را بکشد به روشنی بیان کرده است.
اینرا بدانید اگر خون هر کس را بجز کافران( آنهم با شرایط بسیار محکم) بریزید باید در دوزخ پاسخ انجام عمل خود را به خداوند بدهید و آنجا دیگر خبری از حمایت هیچکس حتی ولی فقیه نیست . پس هنوز دیر نشده ، توبه کنید و دست به کشتار مردم بیگناه نزنید. آلت دست دیگران برای حفظ مقام نشوید و فقط به خدا تکیه کنید .
آقایان در کجای قرآن خدا فرموده کسانی که دین شما را ندارند به اجبار به پذیرش قوانین اسلام وادار کنید؟ آیا خدا نفرموده : در دین اجباری نیست؟
خداوند درسوره سجده آیه 13 میفرماید:
و اگر می خواستیم به هر کسی از روی جبر هدایتش را میدادیم لیکن این سخن از جانب من حتمی شده است که به یقین جهنم را از همه جنیان و آدمیان که به اختیار خلاف میکنند آکنده سازم.
اگر به زور همه را ملزم به اجرای قوانین اسلامی کنیم، آیا فلسفه آزمایش انسان معنا دارد؟ چرا اسلام متحجر خودتان را به اسم اسلام واقعی به مردم تحمیل میکنید؟
خداوند در سوره قصص آیه 56 به پیامبر (ص) میفرماید :
در حقیقت تو هر که را دوست داری نمیتوانی به اجبار هدایت کنی ،؛ لیکن خداست که هرکس را بخواهد هدایت میکند و او هدایت پذیران را بهتر میشناسد.
خداوند در سوره نحل آیه 125و126 به پیامبر (ص) میفرماید :
مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت فراخوان و با آنان به نکوترین شیوه مجادله کن . بی تردید پروردگار تو به حال کسی که از راه او منحرف شده داناتر است و هدایت یافتگان را نیز بهتر می شناسد.
و اگر سزا میدهید مانند آنچه با شما کرده اند سزا دهید و اگر صبوری کنید بی شک همان برای صابران بهتر است.
خداوند در سوره نحل آیه 9 میفرماید :
و بر خداست که راه راست را نشان دهد و برخی راه ها منحرف است و اگر خدا می خواست مسلما همه شما را به اجبار هدایت می کرد.
آیا پیامبر در زمان خلافتش سر زنانی را که حجاب نداشتند می شکست؟
آیا به زنان مسیحیان و غیر مسلمانان میگفت حجاب به سر کنید ، وگرنه کشته میشوید ؟
آیا امام علی (ع) مردمی را که او را قبول نداشتند شکنجه میکرد و میکشت؟
آیا خدا نفرموده حتی کافران را جز در موقعی که دست به شمشیر بر ضد اسلام نبرده اند نکشید؟
امروز اسلام را در همه دنیا چگونه میشناسند؟
آیا خداوند این اسلام را از ما خواسته؟ دینی که حتی به خود مسلمانان رحم ندارد چه برسد به ادیان دیگر !
آیا تصویر آن جوانی را دیدید که فقط به جرم مخالفت با ولی فقیه شما و اعتراض به انجام انتخابات فرمایشی کشته شد!
پاسخ شما وقتی خداوند در آن دنیا از شما پرسید : او را به چه جرمی کشتید ! چیست؟ خواهید گفت به جرم مخالفت با ولی فقیه و نظام اسلامی؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
این نظام اسلامی است که مردم هیچ اختیاری در تعیین سرنوشت خود ندارند؟
این نظام اسلامی است که هر کس با عقاید رهبر مخالف بود کافر و لایق مرگ است؟
این نظام اسلامی است که در آن روسای حکومت و مردم از صبح تا شب در حال دروغ گویی و تظاهر هستند؟ در کدام کشور دنیا که به نظر آقایان بی دین هستند اینهمه دروغ و رشوه و تظاهر هست؟ میدونید چرا اونها اینطور نیستن؟ چون اگر دین ندارند لا اقل وجدانشان اجازه این اعمال را به آنها نمیدهد!
آیا اسلام فقط آن چیزی است که رهبر و طرفدارانش میگویند؟
این نظام اسلامی است که با وجود این همه ثروت، فقر و فساد در جامعه بیداد میکند؟
این نظام اسلامی است که آقایان در راس مقام در بهترین رفاه زندگی می کنند؟
این نظام اسلامی است که برخی با ظاهر مذهبی به چپاول ثروت این مردم می پردازند؟
این نظام اسلامی است که بودجه هنگفتی صرف تبلیغات و دخالت در امود داخلی کشور های دیگر میشود و مردم خودمان تحت فشار مشکلات هستند؟
این نظام اسلامی است که در آن شخصی 10 خانه دارد و هیچ مالیاتی نمیدهد و در گوشه ای دیگر زندگی یک زوج جوان بخاطر فقر مالی و نداشتن سرپناه از هم می پاشد؟
این نظام اسلامی است که در آن فردی با سوءاستفاده از عقاید مذهبی مردم و نا آگاهی آنها و فقط به صرف ذکر نام خدا و بذل و بخشش هدفمند به قشر فقیر جامعه آنها را فریب میدهد؟
این نظام اسلامی است که همه وسایل ارتباط جمعی در اختیار یک نفر قرار گرفته و با بمباران اطلاعاتی سعی در منحرف نمودن افکار قشر عامه جامعه شود؟ عدالت علی (ع) اینگونه بود؟
این نظام اسلامی است که یک کارمند ماهی 400000 تومان حقوق میگیرد و باید حداقل ماهی 300000 تومان اجاره خانه بدهد؟ پس خرید مایحتاج زندگی و شهریه دانشگاه ترمی 800000 تومانی و هزینه لباس و پوشاک و ... از کجا باید تامین شود؟ آیا این دریچه ای به ورود مال حرام به زندگی مردم نیست؟
آیا این نظام اسلامی است که در آن جوانش حتی هزینه اداره خود را ندارد و امکان ازدواج برایش میسر نیست ، وقتی به فساد می افتد و یا دزدی میکند ، او را اعدام میکنند؟ ( البته اینجانب عقیده دارم در هیچ شرایطی نباید دست به گناه زد ، ولی ظرفیت همه انسانها بالا نیست و فقط میگویم به جای پا ک کردن سوال باید جواب آنرا پیدا کرد ، آقایان ابتدا زمینه ارتکاب گناه را از بین ببرند بعد اگر کسی گناه کرد او را مجازات کنند)
آیا این نظام اسلامی است که حداقل سطح زندگی و رفاه هم در آن برای بسیاری از مردم موجود نیست ( حتی حیوانات برای خود سر پناهی دارند ولی مردم ما ...)
آقایان نمایندگان محترم مجلس ، آقایان علمای اسلام !
آیا این درست است شما که قسم خورده اید فقط برای انجام دستورات خدا و مردم خدمت کنید از ترس کشته شدن و زندانی شدن و یا از دست دادن حقوق های میلیونی و رفاه مادی در مقابل ظلم رهبری که خودتان در دادگاه وجدانتان میدانید که ظالم است تسلیم شده و به اسم صلاح نظام و در اصل حفظ مقام شیطانی رهبر ( آقای خامنه ای ) به مردم و اسلام خیانت کنید؟ آقایان روحانی که همیشه دم از شهادت در راه خدا و دفاع از اسلام میزنید ! آیا الان وقت سکوت است ؟ ترسوهای منافق آیات خدا را بخوانید و عاقبت انسانهای دو رو و ریاکار را ببینید! البته تقصیر ندارید ! خدا فرموده انسانها فراموشکارند و بسادگی جذب دنیا میشوند!
خداوند در سوره حدید آیه 20 میفرماید :
بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و زینت و فخر فروشی شما به یکدیگر و فزون خواهی در اموال و فرزندان است و ...
آقای رادان و فرماندهان نیروهای نظامی !
در آخرت چه جوابی برای مادران داغداری دارید که فرزندشان فقط بدلیل انتقاد از رهبر و نظام دیکتاتوری به ظاهر اسلامی شما روزها است که مفقود شده و یا کسانیکه شما فرزندانشان را کشته اید؟
آیا میخواهید به خداوند بگویید ما گمراه بودیم و فکر می کردیم برای دفاع از اسلام این کارها را میکنیم؟ آیا پاسخ خداوند به ادعای خود را در قرآن نخوانده اید؟ وای بر شماگمراهان !
خداوند در سوره فاطر آیه 18 میفرماید :
و هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد و اگر شخص گرانباری دیگری را برای حمل بار گناه خود بخواند چیزی از آن برداشته نمیشود و ...
آقای رادان اگر روزی فرزند شما بدست ملت افتاد و همین کاری که شما با جوانان مردم میکنید با پسر یا دختر شما کردند چه حسی خواهید داشت؟
همین نیروهای نظامی شیشه بانکها را می شکنند تا به مردم ساده و عامی که حتی یکبار خودشان قرآن را نخوانده اند و ولی فقیه را خدا می پندارند و حرف او برایشان حجت است، بگویند اینها اراذل و اوباش هستند ! ننگ بر شما فریبکاران ریاکار !
هر کس از این دولت و این نظام فاسد و رهبر دیکتاتور آن حمایت کند مدیون حداقل 50 میلیون ایرانی آزاده و مسلمان واقعی است و باید در آن دنیا جزای اعمال خود را بدهد ! تنها خداوند عادل مطلق است و به داد بندگانش رسیدگی خواهد کرد !
اینها چه فرقی با شاه دارند؟ آیا شاه در زمان مخالفت مردم جز این با مردم کرد؟
اینها هر کس مخالفشان باشد صهیونیست و ملحد مینامند! آیا از طرف خدا صلاحیتی به شما داده شده که مسلمان واقعی را شناسایی کنید؟ آیا مسلمان واقعی فقط طرفداران رهبر هستند؟
آقای احمدی نژاد در جواب کسی که از ایشان پرسید علت خشونت در برخورد با مردم چیست؟ گفتند : چون خط قرمز را رد کرده اند ! منظور ایشان مخالفت با رهبری است ! آیا خط قرمز ما یک انسان معمولی است ؟ آیا خط قرمز خدا نیست ؟ پس ببینید کسی که دم از مردم و اسلام میزند در واقع چه کسیست!
انقلاب ایران بعد از فوت امام به انحراف کشیده شد و بدست یک عده متحجر خطرناک افتاد ولی تا به امروز آنها با نقابی ظاهری به فریب مردم می پرداختند و سرمایه این کشور را صرف هیچ و پوچ کردند !
اینها خود را بدون گناه و همه مردم را گناه کار میدانند! براحتی آبروی مردم را میبرند و اگر اینکار برای خفه کردن صدای آنها کارساز نبود دست به کشتن او میزنند!
آنها قدم در راه صدام گذاشته اند و در نهایت حکومتشان از هم خواهد پاشید .
همه مردم از این لحظه باید در جهت تضعیف این حکومت قدم بردارند وگرنه خائن به ملت هستند.
اشتباه روشنفکران ما این است که فقط بدنبال روشنگری برای قشر فرهنگی و تحصیلکرده ایران آنهم در شهر های بزرگ هستند و مردم روستاها و شهرهای کوچک را فراموش کرده اند و حالا آقای احمدی نژاد و تیم او این غفلت را مشاهده کرده و با دادن کوچکترین امتیازی میتوانند آنها را هوادار خود نشان دهند . کسانیکه برخی به قدری فقیرند که حتی با گرفتن 50000 تومان طرفدار هر شخصی میشوند و می گویند باز این فرد همینو به ما داد بقیه که هیچی ندادند! ببینید اگر مردم ما گمراه میشوند علتش همین غفلتها بوده ! جوانان عزیز به جای درگیری با حکومت و دادن هزینه ای که شامل کشته شدن مردم بیگناه و آرادیخواه هست ابتدا سعی در شناساندن ریشه های دروغ و تمایز بین اسلام واقعی و اسلام حکومتی این آقایان کنید تا حداقل شاهد حضور بخشی از مردم غافل و کم اطلاع در صف مهاجمان به این ملت نباشیم . وقتی همه مردم با هم متحد شوند و فریب دروغهای حکومت را نخورند و بدانند که اسلام حقیقی چیست ، زمان براندازی این حکومت ظالم فرا رسیده است .
نکته جالب این است که قشر مذهبی (البته دسته گمراه ) و فقیر جامعه ما عامل اصلی بقای این حکومت است ولی سود آن به جیب سرمایه داران و خود آقایان حکومتی میرود!
بنده در طول این 46 سالی که از خدا عمر گرفته ام به برخی حقایق پی بردم.
خداوند در قرآن میفرماید :
عده ای از انسانها چنان در مقام و ثروتهای مادی غرق میشوند که هر چه به آنها گفته شود حقیقت چیست آنرا انکار میکنند و بدنبال بهانه جویی هستند. طوریکه گویی چشمان آنها کور و گوشهایشان کر شده است ، نه چیزی میبینند و نه چیزی میشنوند.
آیا ما مردم ایران امروزه اینگونه نشده ایم؟ آیا این بواسطه حرام خوری و چسبیدن به مال دنیا نیست؟
مردم عزیزی ( البته همه را عرض نمیکنم ) که تابع قانون جنگل شده و روز تا شب را در پی کسب مقام و ثروت به هر ترتیب هستید! به فکر آینده نسلهای بعد خود نیز باشید . آیا فرزندان شما نباید در رفاه زندگی کنند؟ آیا فکر کرده اید اگر روزی نفت تمام شود ما با چه درآمدی زندگی خواهیم کرد؟ علت پیشرفت کشورهای دیگر چیزی جز کار و تلاش و روحیه همبستگی مردم است؟
آیا شرم آور نیست در ازای باجی که حکومت به برخی از ما میدهد ، حاضر به تظاهر و کتمان حقایق میشویم و به هموطنان خود و به کشور خود خیانت میکنیم؟
از همه خواهشمندم که در هیچ انتخاباتی که در آینده برگزار میشود ، حتی اگر این فریبکاران شخص موجهی در مردم را کاندید کردند ( که البته هیچ شخص مسلمان واقعی نباید کاندید حضور در نظام فاسد شود و در فریب مردم و جهانیان شرکت کند ) شرکت نکنند چون به هیچ عنوان بعد از کودتای آقای احمدی نژاد و طبق فرمایش 4 سال پیش آقای جنتی آنها اجازه حضور هیچ شخص مخالف با سیاستهای رهبر را نداده و فقط مشروعیت بین المللی برای خود کسب می کنند زیرا اعتقاد آنها این است که صلاح نظام است و هر تقلب و خلافی مجاز !
جالب اینکه رهبر فرموده اعتراضات را از راه قانونی پیگیری کنید!
من سوالی دارم که پاسخ آنرا برای اثبات فرمایش ایشون به خودتان می سپارم.
از آنجا که فرض محال ، محال نیست ، فرض کنید که رهبری که امام یا پیامبر نیست که به معصوم بودن آن ایمان داشته باشیم با حمایت از یک کاندیدا ی انتخابات که خودش مسئول شمارش آرا است و دادن چراغ سبز به آن کاندیدا برای تقلب و همینطور هماهنگی با شورای نگهبان منصوبی خودش (که شرح آن در بالا گفته شد) که وظیفه نظارت بر انتخابات را دارد، بخواهد شخصی مورد تایید خودش را سر کار بیاورد ! باز هم فرض کنیم مردم متوجه شدند و قانونا باید به شورای نگهبان شکایت برند ! به نظر شما اعضای شورای نگهبان اگر عادل نباشند چه عملی انجام خواهند داد؟
پس انقدر دم از قانون نزنید ، قانون زمانی معنا دارد که مجریان آن از هیچ کس جز خدا نترسند و دارای وجدان باشند! وقتی خود مجریان قانون در تقلب و قانونشکنی دست دارند شکایت را جز خدا به چه کسی میتوان گفت؟
وقتی رییس شورای نگهبان عملا از آقای احمدی نژاد حمایت کرده و دو تن از اعضای شورای نگهبان که مثلا باید بیطرف باشند در دولت ایشون فعالیت میکنن آیا قانونی وجود دارد؟
از قدیم گفته اند : هر چه بگندد نمکش میزنند وای بروزی که بگندد نمک !
وقتی صدا و سیما که مثلا بایدرسانه بیطرف باشد ، در خدمت رهبر است و برای مثال مراسم تشیع جنازه یکی از شهیدان حملات وحشیانه حکومت را پخش میکند آنهم با این عنوان : (تشیع جنازه یکی از کشته شدگان در اغتشاشات اخیر تهران !) غیر از این معنا میدهد که آنها میخواهند عامل کشتن این فرد را مردم طرفدار آزادی و بیدار و ضد دیکتاتور در نظر گمراهان و مردم زحمتکش روستاها که هیچ اطلاعاتی در مورد سیاست و فریبکاریهای آقایان ندارند و تنها منبع کسب خبر آنها صدا و سیمای دروغگو و فریبکار در خدمت نظام دیکتاتوری است جلوه دهند؟
رهبر و طرفدارانش فهمیده اند که امروز دیگر 30 سال پیش نیست که مردم ناآگاه بودند و تنها وسیله ارتباط آنها با دنیای خارج تلویزیون دروغگوی آنها بود ، نسل امروز تحصیلکرده است و براحتی فریب نمیخورد ، برای همین تنها امید آنها برای حفظ قدرت استفاده از برخی مردم روستاها و قشری از جامعه است که یا دچار تعصبات جاهلانه هستند و یا تحصیلات اندکی دارند و هیچ شناختی از سیاست و مذهب و حقوق بشر ندارند و هر که اسم خدا بر زبان بیاورد او را خداشناس میدانند.
همه مردم آگاه میدانند که صدا وسیما با سانسور حرفهای مردم آن قسمتی را که به صلاح خودشان است پخش میکند ، پس نباید بهیچوجه هیچ شخص آزاده ای با این رسانه حتی یرای یک ثانیه مصاحبه کند . اولین گام برای آزادی تحریم صدا و سیما است.
این خدانشناسها درست در مواقعی که احساس خطر می کنند یک بمب گذاری صوری در یک گوشه ای از کشور بنا به شرایط انجام میدهند و چند روز بعد افرادی را جلوی دوربین آورده و از آنها اعتراف میگیرند که از طرف آمریکا و صهیونیست حمایت شده اند و قصد آشوب در کشور را داشته اند و اگر خیلی اوضاع را خطرناک دیدند از اینکه از آن شخص اعتراف دروغ بر ضد شخص مخالفشان هم بگیرند ابایی ندارند تا براحتی با زمینه سازی که انجام داده اند جو کشور را امنیتی کرده و براحتی زمینه را برای سرکوب مخالفان خود فراهم کنند.
یک سوال:
چرا بمب گذاریها درست در زمان بوجود آمدن بحران برای برخی آقایان رخ میدهد؟
مردم عزیز فریب اعمال برنامه ریزی شده این آقایان برای حفظ قدرتشان را نخورید و درگیر سناریوی شکست خورده آنها با کمک رسانه به ظاهر ملیشان نشوید.
نگذارید آنها بر احساسات شما اثر بگذارند و در مورد هر حادثه ای قدری تامل و تفکر کنید.
بهترین راه برای خلاص شدن از شر مخالفان حکومتهای دیکتاتوری زدن تهمت و افترا و بر چسب خائن به ملت زدن به آن فرد است تا با ایجاد جو روانی بر ضد آنشخص و خراب کردن وجهه او بین مردم براحتی زمینه برای سرکوب آنشخص فراهم گردد.
آقای رادان شما که چند ماه پیش بعد از طرح امنیت اجتماعی با صراحت و افتخار اعلام کردید جامعه را از شر اراذل و اوباش پاک کرده اید ، پس این کسانی که در روز روشن با موتورسیکلتهای به ظاهر ممنوع مجهز به قمه و قداره و سلاح گرم و درست جلوی چشم شما نیروهای پلیس ، به جان مردم بی دفاع می افتند و شما تنها آنها را نظاره میکنید چه کسانی هستند؟ از خشم خدا نمیترسید !
با تاسف فراوان باید بگم تغییر این حکومت تنها به دو روش امکان پذیر است :
(شاید الان برای شما باورپذیر نباشد ولی آینده اینرا به شما ثابت خواهد کرد )
البته راه میانبر که همانا لطف و مدد رسانی خداوند است نیز وجود دارد در غیر اینصورت :
1- درگیری مسلحانه مردم و حکومت ( چون اگر از نظر سلاح شرایط برابر بین مردم و سربازان نباشد آنها از کشتن نصف مردم با کمک نیروهای عرب و لبنانی که تا به امروز خرج زندگی آنها را تامین کرده اند برای روز مبادا ، ابایی ندارند) که موجب ریختن خونهای زیادی خواهد شد، آنهم در شرایطی که اکثریت ملت حقیقت را فهمیده باشند و این نظام پشتوانه داخلی نداشته باشد.
2- تکرار سرنوشت صدام و مردم عراق
این هزینه ها نتیجه حاکمیت یک دیکتاتور بر یک کشور است که جز با خونریزی و زور مقامش را ترک نخواهد کرد!
کاش در کشور اسلامی !!!!!!! ما فردی در حکومت پیدا میشد که وقتی خطایی مرتکب شد بجای توجیه و پافشاری و ترس از اینکه بگن کم آورده شهامت داشت که مثل رهبران برخی کشورهای بی دین و استعمارگر !!!!!!! اشتباهشو قبول کنه و از مردم عذرخواهی کنه و از سمتش استعفا بده !
به نظر شما مسلمان واقعی کیست و چه کسی واقعا" از خدا و پایمال شدن حق مردم می ترسد و میفهمد مسئولیت یک ملت را قبول کردن یعنی چه؟
این مقاله تنها از یک شخص عامی و بهتر بگوییم یکی از بندگان خطاکار خداوند و تنها برای ادای تکلیف بوده وبر خود لازم میدانم اگر از متن رسا و شیوایی برخوردار نیست از همه خوانندگان عذرخواهی کنم.
از همه کسانی که این مقاله را خواندند خواهشمندم در ترویج آن با در نظر گرفتن مسایل امنیتی همت ورزند شاید برخی افراد نا آگاه به خود آمده و فریب حرفهای گرگهای فرو رفته در لباس میش را نخورند.
خداوندا خود فرموده ای : سرنوشت یک قوم تغییر نخواهد کرد مگر بدست مردم همان قوم ! از درگاهت عاجزانه تقاضا داریم با مدد رسانی خودت راه درست را بر همه آشکار سازی و ما را در راه رسیدن به حق و آزادی یاری دهی ! آمین یا رب العالمین
Thursday, August 5, 2010
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment